1. Skip to Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer
محصولات مبلغ فاکتور
0 تومان 0
نمایش سبد خرید نمایش محصولات

تلفن تماس

 

09196600305

04532820003

فهرست محصولات

تبلیغات بنری

instagram shekariran

telgram shekariran com

aparat logo shekariran

camp88 binoculars

camp88

نرخ ارز، طلا، نقره

آمار سایت

مجموعه ای از اصطلاحات شکار

آمپایه کردن: خشک‌کردن یا تاکسیدرمی جانور.


باد چاق‌کردن: باد گرفتن حالتی که شکار بوی شکارچی را حس کرده است.


بچه‌قنداق: پیش قنداق، محل قرار گرفتن دست در قسمت جلوی تفنگ و زیر لوله که ممکن است از چوب یا پلاستیک سخت باشد.


پای محور: پایی که شکارچی هنگام تیراندازی جلو می‌گذارد.


پترن‌گیری: تیراندازی به هدف استاندارد برای تشخیص نحوه پخش ساچمه‌ها


پنج‌تیر پران: نوعی تفنگ نیمه خودکار (ساچمه زن) که پس از شلیک هر تیر پوکه آنرا به بیرون پرتاب و تفنگ را برای شلیک تیر بعد آماده می کند.


پوکه: بدنه اصلی فشنگ که هم محل قرار گرفتن باروت است و هم در هنگام شلیک محل انفجار آن است، از نظر ایمنی، نقش پوکه از این نظر مهم است که در هنگام شلیک به خزانه چسبیده و از فرار گازهای داغ باروت که ممکن است منجر به ترکیدن لوله شود جلوگیری می کند.


پیش‌گیری: نشانه‌روی به جلوی شکار متحرک.


تاکسیدرمی: خشک کردن جانوران مختلف به شکلی که پس از خشک کردن کاملا طبیعی به نظر برسند.


تروفه شکاری: که رکورد یا در سطح رکورد باشد. معمولا درباره شاخ جانور می‌گویند.


تفنگ بالا‌زن :تفنگی که پرتابه را بالاتر از محل نشانه روی شده روانه می کند (در تفنگهای ساچمه زن)


تفنگ پایین‌زن: تفنگی که پرتابه را پایین تر از محل نشانه روی شده روانه می کند(در تفنگهای ساچمه زن)


تفنگ دست‌کش: تفنگی که با حرکت پیش قنداق به جلو و عقب مسلح می شود.


تفنگ دولول: روی‌هم یا دولول سوار، نوعی تفنگ که دارای دولوله است که روی هم قرار دارند.


تفنگ دولول نوعی تفنگ که روی بدنه آن دو لوله قرار دارد و با فشار ماشه هر دو لوله می توانند یکی پس از دیگری شلیک کنند.


تفنگ ساچمه‌زنی: تفنگی که با شلیک هر تیر تعداد زیادی ساچمه را به سمت هدف روانه می کند


تفنگ سرپر :تفنگی که با ریختن باروت ، ساچمه و نمد از سر لوله به داخل آن پر می شود


تفنگ سوزنی: تفنگهایی که به جای چخماق و سنگ از ضربه سوزن به چاشنی فشنگ برای شروع انفجار و آتش زدن باروت استفاده می کنند، اما این اصطلاح به جای تفنگ ساچمه زن هم استفاده شده است.


تیر‌پس ‌تیر :شلیک دو تیر پشت سر هم، اولی برای پراندن پرندگان و دومی برای زدن.


تیری شدن: حالت جانوری که پیش‌تر شاهد تیراندازی بوده و از شکارچی می‌ترسد.


چارپاره: فشنگ با ساچمه های بزرگ


چشم حاکم: چشمی که شکارچی با آن نشانه می‌رود.


چوک: تنگ بودن انتهای لوله تفنگ ساچمه ‌زنی.


خَف کردن: حالت سگی که شکار را می‌بیند ولی در جای خود می‌ماند و به آن نگاه می‌کند.


دزده‌کشی: دور زدن شکار و سر در آوردن از جایی که انتظار ندارد.


دست حاکم: دستی که شکارچی با آن ماشه را می‌چکاند.


دفک یا پرده :(در فارس) که شکارچی پشت آن به سوی شکار می‌رفت.


دِکو یا دیکوی: مجسمه پرندگان که برای فریب و شکار پرندگان بکار می‌رود.


رد زدن: پیدا کردن مسیر حرکت شکار از روی جای پا و دیگر نشانه های آن.


شکار جَرگه :شکاری که در آن عده زیادی جانوران را به سمت شکارچی می‌رانند.


شکار: هم به معنی شکار کردن و هم به معنی جانوری که شکار می‌شود.


شکارکُش: شکارچی بی اصول. کسی که هدفش کشتن شمار هرچه بیشتری از جانوران است.


قُرُق: منطقه‌ای که شکار در آن ممنوع است.


قِلِق: ویژگی تیراندازی که در هر تفنگ اندکی با تفنگ مشابه آن فرق دارد.


قوش: پرنده‌های شکارگیر مثل شاهین و قرقی وطرلان.


قوش‌بازی: فن گرفتن و نگه‌داری و شکار با قوش.


کرک‌گیری: شکار کرک (بلدرچین) با تور و تیپچه.


کلّه گرگی: دست‌خوشی که شکارچی از چوپان یا اهالی روستا برای زدن گرگ می‌گیرد.


کمان کامپان: نوعی کمان قرقره‌دار برای تیراندازی و شکار.


کمین‌ کشی: انتخاب جای مناسب و انتظار کشیدن برای زدن شکار.


کوله‌ كش :كسي كه به عنوان دستيار شكارچي، وسايل او را در شكارگاه حمل مي‌كند. به استعاره به «طبيعت‌ مرد» نيز گفته مي‌شود.


کومه: پناهگاهی که شکارچی برای کمین می‌سازد.


کوه‌ مالی: کار راندن شکارهای کوه به طرف شکارچی در شکار جرگه.


گروه تیر :محل برخورد چند گلوله از تفنگی ثابت به هدف استاندارد از فاصله استاندارد.


گُل کردن: عمل نکردن تفنگ یا فشنگ.


ماهرخ رفتن: حالتی که سگ شکاری با پوزه و دست و بدن خود به جهت شکار اشاره می‌کند.


مگسک: شاخص برآمده کوچک فلزی روی انتهای جلوی لوله سلاح که در نشانه‌روی بکار می‌آید.


هوازنی: زدن پرندگان در حال پرواز.


nbsp;